چهارشنبه دوازدهم دی 1386
چند خط پیرامون معرفت علی!
این مطلب واضح است که موجودی که مرتبه ی وجودی آن پایین تر
است، نمی توان موجودی را که مرتبه ی وجودی بالاتری دارد بشناسد. و ما نیز این
چنین است که علی را نمی توانیم بشناسیم، اما در حد بضاعت خود در مورد ایشان صحبت
می کنیم.پیامبر می فرمایند:ای علی! کسی تورا درک نکرد جز من و خدا و کسی مرا درک
نکرد جز خدا و تو.از مطلب برداشت می شود که حضرت علی و پیامبر مرتبه ی وجودی
یکسانی داشتند و خدا هم که از همه بالاتر است و وجود درک او اجبار و همچنین حضرت
امام هشتم از قول پیامبر نقل می کردند، که ایشان فرمودند: یک صفت هست که من دارم و
علی ندارد و آن نبوت است. و در حدیث دیگری پیامبر به حضرت علی می فرمایند سه چیز
است که به تو عطا شده و به من عطا نشده است و آن عبارت است از :
1. پدر زنی چون من که من
ندارم.
2. همسری چون زهرا که من
ندارم.
3. تو فرزندانی چون حسن و
حسین داری که من نداشتم.
البته اشتباه برداشت نشود که حضرت علی بالاتر از پیامبر
بوده، البته همه ی این سه فضیلت با واسطه به خود پیامبر باز می گردد. و در حدیث
دیگری نیز پیامبر به حضرت علی می فرمایند من هرچه از خدا برای خودم خواستم، برای
تو نیز در خواست کردم. این چنین برداشت می شود. ویا:
روزی
جبرئیل دو انار از بهشت برای پیامبر می آورند و پیامبر نیز یکی را خود می خورند و
دیگری را میان حضرت علی نصف می کنند. سپس جبرئیل به پیامبر مفرمایند: آیا می دانی
این دو انار چه بود؟
پیامبر:خیر.
جبرئیل: انار اول نبوت بود که تو به تنهایی خوردی و انار
دوم علم که تو میان خود و علی قسمت کرد!
البته اشتباه برداشت نشود که از علم پیامبرکم گشت، بلکه علم
اصلا مادی نیست که با نصف کردن کم گردد، چنان چه شما ده مسئله بلدید و دو مسئله به
دیگری می آموزید، هم اکنون شما هشت مسئله بلد نیستید بلکه همان ده مسئله را می
دانید. و علم مادر فضیلت ها است، البته نه علومی چون فیزیک و ریاضیات و ... بلکه
علومی چون شناخت خدا، شناخت پیامبر و ... است. و حضرت علی دریای علم بودند، چنانچه
در خطبه ای می فرمایند: من به راههای آسمان آشناتر از راههای زمینم. مسیر را به ما
کسی می دهد که مسیر را یکبار رفته باشد یا دیده باشد و حضرت علی بهشت را رفته بود
که مسیر آن را می داد. التبه اشباه برداشت نشود که اگر از ایشان می پرسدند کوچه ی
پشتی کجاست نمی دانستند، بلکه چون نظام عالم به گونه ای است که دنیا پست ترین
عالم است ، در نتیجه شناخت آن کدر تر است.
وعلم چنین فضیلتی است که باعث برتری انبیاء و اولیاء است و پیامبر نیز علم خود را
با علی نصف کردند. و این چنین است که پیامبر می فرمایند: علمای امت من برتر از
انبیاء بنی اسرائیل هستند. یا وقتی می خواهند بگویند چه بهتر است، می گویند: قلم
عالم بهتر از خون شهید است. اما در دنیا دین داران کمتر به علم می پردازند. ما فکر
می کنیم که دین داری به عمل است و علم در حاشیه و این چنین است که مسلمانان تازه
اگر بخواهند دین داری کنند، عملگی می کنند نه علم داری.که البته اکثر دین داری نیز
نم خواهند بکنند که این فاجه ای بزرگتر است. این چنین است مقام علم که وقتی بو علی
می خواهد علی را با دیگر اصحاب پیامبر مقایسه کند، مگوید: او چون معقولی است در
میان محسوسات. صفاتی چون شجاعت، دلاوری و ... صفاتی بودند که در تمام صحابه موجود
بود اما فرق میان علی و دیگران علم است.
امروز اگر ما بگوییم یکسری بچه ی یتیم هستند و می خواهیم
برایشان روغن و شیر و ... تهیه کنیم، همه کمک می کنند اما اگر بگوییم یکسری جوان
هستند و می خواهیم آنها را تغذیه ی فکری کنیم، کمتر کسی که هیچ، هیچ کس کمک نمی
کند. درست است که عمل حال می دهد، اما تا کجا می توان با حال پیش رفت؟ درست است که
حال لازم است، اما کافی نیست. علم بی عمل خوب نیست!